برادلم

سلام

... اين روزا همه مردم هاج و واج موندند !!؟ ... نه به اون زموناي نه خيلي دور كه كارشناس از چين وارد ميكرديم تا ابر مصنوعي درست كنند و به قولي بارورش كنند برامون كه حاصلش هم رفت به باد فنا و سر از پاكستان در اوورد ... و نه به اينكه احتمالاً بايد حالا بريم باز به دنبال كارشناسان محترم چشم بادومي قديمي تا بيايند و يه فكري برا اين ابراي خود بارور بكنند ... تا شهر عزيز رشت از دست نرفته و از صفحه نقشه ايران پاك نشده  دبجنبيد ...

... اين چند روزه هم بچه ها حسابي كيف كردند و هم بزرگترها ... بچه ها برا اينكه از دست مشق و مدرسه راحت بودن ، بزرگتر ها هم برا اينكه تونستند بعد از عمري لحظات خيلي با حال رو پيش بچه ها و مامان بچه ها باشن ... فكر كنم كه ديگه يواش يواش وقتش رسيده باشه تا از ما بهتران از فاجعه ي دوري پدران و فرزندان كه به علل و عوامل زيادي مربوط ميشه برا اونها كه گوش شنوايي دارند داد سخن بر زبان بيارند تا قوم بر خواب رفته فكري براش بكنند ...مگه نه !!؟ ...

... چند شب پيش همين جور كه دم شومينه  كه نزديك پنچره خونمون كه تو طبقه چهارم آپارتمان اجاره ايمون هست وايستاده بودمو داشتم هم گرم مي شدم و هم با ديدن اون منظره بكر و زيبا كه نقاش ماهرش در حال نشان دادن قدرتش به عالميان بود به قولي كيف ميكردم يه هو به زهنم اومد كه راست گفتن كه كار نشد نداريم ها ... اونهايي كه به سن و سال ما هستند حتماً يادشون مياد اون باريدن برف هاي فراوان رو در اون زمون هايي كه به قولي بركت زياد بود ... پس اگه بخواهيم مي تونيم بازم چيزاي خوبو  داشته باشيم ... يه قدم از ما دها قدم از او ...

... راستي تا يادم نرفته بگم كه برف و شيره هم يادتون نره ها ...

خوش باشين

 

نوشته شده در شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۳ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :