برادلم

 سلام

... بعضي وقت ها ميشه كه سياه مشق هاي برادلم رو از اول شروع به خوندن مي كنم ... با خنده هاش مي خندم و با گريه هاش ميگريم ... راستش بعضي جاهاش هم برام تازگي داره ... يعني انگاري كه برا اولين باره كه مي خونمش ... ديشب قسمت آخر فيلم ژاندارك اثر كم نظير رو مي ديدم ... وقتي سكانس هاي آخر فيلم كه ژاندارك برا پايداري در عقيده در آتش خشم رهبران كليسا در حال سوختن بود رو ديدم حال عجيبي بهم دست داد ... كه تا ساعت ها تصويرش رو نمي تونستم از ذهنم خارج كنم ... يه جايي ميخوندم كه تموم عوامل پشت صحنه . بازيگران . و گارگردان فيلم در اون صحنه سوختن همگي ميگريستند و ...

... راستي مگه ميشه آدم منتظر باشه ولي معطل نشه !!؟... و يا در مورد يه چيزي تامل كنه اما توقع نداشته باشه !!؟ آخه مگه ميشه آدم بخواد قاطع باشه و ديگران اونو آدم لجبازي نخونند !!؟ ... راستي صريح بودن بهتر از سريع بودن نيست !!؟ ولي مگه ميشه صريح بود و متهم به گستاخي نشد !!؟ ...

... يه دوستي مي گفت بگو آره ولي مواظب باش نگي حتما !!؟ ... يه دوست ديگم هم مي گفت بگو نه ولي مواظب باش نگي ابدا !!؟

خوش باشين

 

نوشته شده در شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٤ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :