برادلم

غروب دل گير آفتاب

 سلام

...  امروز هم نوبت يه خورشيده دلرباست كه با اون چهره زيبا و عباي سفيدش مي خواد غروب كنه ... يه غروب متفاوت و دلگير از براي دل ما و دگران ... آخه بعيده كه به اين زودي ها طلوع كنه ... مگه نه !!؟ ... پس بهتره كه از همين حالا دلمونو خوش كنيم به ستاره هاي هميشه همراه شب ... همون ستاره هاي درخشان چشمك زني كه از دل سياهي و تاريكي همچنان مي درخشند و خودنمايي ميكنند ...

دلم جز مهر مهرويان طريقی بر نمی گيرد ... زهر در می دهم پندش وليکن در نمی گيرد

 
...راستي ميگم حيف كه همه خوابند !!؟ ... مگه نه !!؟ ...

خوش باشين

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٤ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :