برادلم

آشنای دل ...

 

سلام

... هر كيه به نظر مياد دلش هم مثل دريچه لنز دوربينش صاف و زولال باشه ... افق نگاه دور بين اون نگران ديدارآينده اي كه محكوم به ديدارش هست ... آينده گاني كه بيگانه اند با ايده ال اون ...

... چند شب پيش به رسم يادبود طبق عادت همه ساله بازفيلمي از حاتمي كيا ميهمان شب تنها اي مون بود ... اونهم ساعت 12نيمه شب ... حاج كاظم رو كه ديدم نمي دونم چرا يهو دلم برا سعيد از كرخه تا راين تنگ شد ... دل تنگ صداي خش خش اون حنجره طلائيه نوذر ... دلتنگ پره هاي نيمه سوخته ققنوس برج مينوش ... دلتنگ پلاک نيم سوخته مهاجرش ...

...   

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٤ مهر ۱۳۸٤ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :