برادلم

چل چليمون ...

 

سلام

... يادمه وقتي سنم به 20 سال رسيده بود بيشتر از اوني كه به گذشتم فكر كنم هميشه تو عالم آينده و آرزوهاي طول و دراز سير مي كردم ... وقتي به سن 30 سال رسيدم بازم به تنها چيزي كه فكر نمي كردم عمرگذشتم بود ... و اما حالا كه به قولي معروف چل چليمونه يه كمي بگي نگي دارم از به آينده فكر كردن بي زار مي شم ... و برادلم هم كه شده هر از گاهي تو عالم گذشته سير مي كنم ... ولي همچين دو دل هستم كه نگو و نپرس ... راستش نمي دونم حسرت اون دوران رو بخورم و يا نه !!؟ ...

 

... ولي اينو خوب مي دونم كه اگه يه بار ديگه قرار بود بچه بشم و از نو شروع كنم حتما اون راهي روانتخاب مي كردم  كه حالا مي پسندم ...

 

 ... بازم از دل نوشته های حسين پناهی

... در پناه کوهی ... گل سرخی با ناز ... خفته بر دامن سبز گل سرخی ديگر ... شب ... شبی طوفانی ست ...

 

خوش باشين

 

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٤ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :