برادلم

چرخ و فلك ...

 

سلام

 

... ديدن زمين از اون بالاي چرخ و فلك پير مرد دوره گردي كه مجبور بود برا گذران زندگيش سنگيني چرخ رو تحمل كنه و به دنبال خودش از اين محله به اون محله بكشه چه كيفي داشت ... اون هم برا بچه هاي يه لا قبا يي مثل من كه هميشه بايد تو خواب دور دنيا در هشتاد روز رو مي ديدند ...

 

... الان هم مثل اينكه بازم  تو يه چرخ و فلك كه يه خورده بگي نگي بزرگتره  نشستيم و دست روزگار در حال چرخوندنمونه ... با اين تفاوت كه ديگه حال كيف كردن هم نداريم ... همه به نوعي منتظر ايستادن اين چرخ و فلك هستند ... تا ببينند نوبت و قرعه به نام كي مي افته ... تا پياده بشه قبل ازاينكه پيادش بكنند ... 

 

خوش باشين

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٤ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :