برادلم

... راستی به نظر شما چرا ما آدم ها همیشه حسرت گذشتمونو می خوریم!!؟ با اینکه روز به روز بر علم و دانش بشری افزوده میشه و به نوعی لوازم راحت زیستن افزون میشه !!؟ ولی باز آة  از دم همه بلنده که یادش بخیر !!

... بازی الک دولک یادتونه !!؟ هفت سنگ چطور !!؟‌ بیخ دیواری و قعله !!؟ فیلم آدم کوچولوها !!؟ مراد برقی و مرد شش میلیون دلاری !!؟‌تلخ و شیرین که نگو!!؟

... باز روز دوشنبه شده بود و من دل تو دلم نبود آخه انتضار چیز بدیه . عقربه ساعت یواش یواش تلو تلو  برا خودش جلو میرفت  و من همچنان منتظر ساعت ۱۰ شب بودم . اخه همه فک و فامیل شب هایی که تلویزیون سریال داشت خونه دل آرا خانم جمع می شدن برا دیدن فیلم !! چه خوب بود یه تلویزیونه سیاه سفید که همه رو سفید میدید برا یه فامیل بس بود !! خدا بیامرز زنش دلارا خانم هم یه پارچه فرشته بود از همه به خوبی پذیرایی میکرد ... بعد تموم شدن فیلم هم  شعارمون این بود که نخود نخود هر که رود خانه خود ...یادش بخیر اون قدیما ...

 

نوشته شده در دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۳ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ توسط حاج عادل نظرات () |

Design By :