چرخ و فلک ...

چرخ و فلك ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام

 

... ديدن زمين از اون بالاي چرخ و فلك پير مرد دوره گردي كه مجبور بود برا گذران زندگيش سنگيني چرخ رو تحمل كنه و به دنبال خودش از اين محله به اون محله بكشه چه كيفي داشت ... اون هم برا بچه هاي يه لا قبا يي مثل من كه هميشه بايد تو خواب دور دنيا در هشتاد روز رو مي ديدند ...

 

... الان هم مثل اينكه بازم  تو يه چرخ و فلك كه يه خورده بگي نگي بزرگتره  نشستيم و دست روزگار در حال چرخوندنمونه ... با اين تفاوت كه ديگه حال كيف كردن هم نداريم ... همه به نوعي منتظر ايستادن اين چرخ و فلك هستند ... تا ببينند نوبت و قرعه به نام كي مي افته ... تا پياده بشه قبل ازاينكه پيادش بكنند ... 

 

خوش باشين

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
Hooman

سلام . آقا کيف کردن که حال نمی خواد ؟!!

رسول

سلام . با غزلی از شاعر معاصر شادروان "منوچهر آ تشی" که با کمال تاسف امروز جان به جان آفرين تسليم کرد،«آب زندگی» به روز شد. منتظرحضورتان .پيروز باشيد.

sakine

سلام خوبی دايی منم سکينه نوشته هاتون عاليه

فاطمه

کاش می شد اين چرخ و فلک در حال گردش مداوم رو ا يک ميخی يا چيزی شبيه به اون ثابت نگه داشت تا ديگه نچرخه...آخه انگارهر چی بيشتر می چرخه...بيشتر هم اوضاع خراب ميشه....آرام باشی و عاشق.....

يه دوست

سلام ... گزل باجی ... گوزون قشنگ گوريل ... ياشياسان ...