غروب گوهردشت ...

غروب گوهردشت ...

... غروب گوهردشت حال و هوای دیگه ای داره این روزا ... ولی نه ... راستشو بخواهی میشه گفت کهاصلاً غروب ها همیشه یه حال و هوای دیگه ای داشته ... شاید برا این باشه که انتهای  انتهاست ... یعنی نزدیکای  آخره ، آخر خط ...  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

... امروز بازم دلم هوای نفس های گرم مادرم رو کرده ... کاریش همنمیشه کرد کار دله دیگه   شایدم اون هم تو اون دنیا دلش برا ما تنگ شده باشه ...

خوش باشين

/ 3 نظر / 7 بازدید
جيران

چه تلخ بايد باشد ... لمس نکردن مادر ...

مهشيد

سلام خدايا من در كلبه ي فقيرانه ي خود چيزي دارم كه تو در عرشه ي كبريايي خود نداري من چون تويي دارم و تو چون خود نداري

jahad

اوقافی يه نفر !!!!!!!!۱ هی داداش حواست کجاست ؟؟؟ ها يادم نبود از اوقافی نميشد غروبو ديد