پدر بزرگ ...

پدر بزرگ ...

... پدر بزرگ ها هر چی سن و سال شون بزرگتر می شد حرف و حدیث بیشتر ی برا گفتن داشتند ... و همچنین گوش و خریدار بیشتری هم برا شنیدن داشتند ... ولی حالا چی ... یکی شو من سراغ دارم که هرچی به سن و سالش اضافه می شه سکوت و کم حرفی اون بیشتر ...

... چرخ و فلک تند تند داره می چرخه و ما هم با پای برهنه به دنبالش ... وای که تو این چرخ گردون چقدر از خودم دور شدم ...

/ 7 نظر / 9 بازدید
طه

- - - سلام - من یک روسپی پرستم [گل]

حاج محسن

عید فطر آمده افطار کنید از حرم روی ببازار کنید همچو موسی که ز میقات آمد نازل از حق شده انذار کنید سفر حق الی الخلق رسید خلق کثرت زده هشیار کنید

جهاد

منم یه رفیق دارم که بابا بزرگه وقتی بهش زنگ میزنم انقدر کم حوصله شده میگه باهام کار دارن ما هم که اره دیگه؟؟؟؟/؟؟؟

آزاده از کلبه ی ویوارا

پدربزرگ 7سالگیش یادش نیست تو زورخونه صدای فریادش نیست شیرین قصه دیگه تلخه تلخه این همه صخره یکی فرهادش نیست

محمدرضا

سلام حاج آقا.خراب نوشته هاتم به مولا.ميگم شما اين ملاصدرا رو نصيحت مي كنيد؟اخه پدر بزرگش هستيد.

delrish

صبر کن عشق زمین گیر شود ٬ بعد برو ! یـا دل از دیـدن تو ســیر شـود ٬ بعد برو ! تو اگر کوچ کنی بغض خــدا می شـکند صـبر کن گریه به زنجــیر شود ٬ بعد برو