جرعه اول ...

"هذیونیات"
باده ام را زدستت بگرفتم
من دگر هیچ شدم 
چونکه ز دستت برفتم
همه عالم بدادم همان جرعه اول
مستی ام کرده فزون 
چون دم آخر
خمره ام را بشکستند کنون
من چه گویم 
جرعه ام را که ندارم کنون
ز که جویم
"برادلم"

/ 0 نظر / 40 بازدید