محرم ...

محرم ...

... شبهاي محرم مسجد ته کوچه بن بست چهارراه عباسي با اون کوچه هاي باريک و خونه هاي کوچيک و اما دلهاي آدم های با صفا و بزرگش تا پاسي از نيمه شب برا يه بچه هفت ساله غريبه محله  حال و هواي ديگه اي داشته ...  برا همينه حالا که چهل و اندي سالشه نه تنها از يادش نبرده  بلکه تا چشمهاش به پرچم سياه عزادارن امام حسين (ع) مي افته روحش به پرواز در مي ياد و در يه لحظه و با يه پلک زدني همه اون لحظه ها رو تجسم مي کنه  ...

/ 8 نظر / 5 بازدید
ye nafar

يادم نميره يک روز وقتي دستشو گرفتم و با اون پاهاي کوچکش براي کفترا دونه ريختيم تا حالش خوب بشه بهش گفتم اقا چند جا رفتم نتيجه نگرفتم تو که همسايه موني ........................ اونم قبول کرد و واسطه شد

نبی بهرامی

سلام... هر بار اومدم اینجا خواستم نظر بزارم نشد ... اما خوب اینبار به بهانه محرم ...این تلسم رو شکستم... نمی دونم تا حالا محرم جنوب بودین یا نه ...اما صدای سنج ودمام آدم رو دیونه می کنه ...و تا توی حلقه سینه زن ها نباشی ...نمی تونی حس کنی چیه .... مثل موج دریاست پر و خالی می شه ...

سارا

آب چون زندگي است ... اندر آب است حيات و تو اي خون خدا، با من اين راز بگو : كه در آن روز جفا .... تشنه كو؟ تشنه كدام؟ با من اين راز بگو... زندگي باز گرفت،شرف و عزت و عشق، اندر آن شام سياه ، با تو اي خون خدا مرد آزاده در آن شام سياه، نور ره گم شده بود، شبچراغي در دست، انتظاري در چشم تا كه خورشيد دميد ، گرچه بر نيزه كين، گشت آن شام سياه، ناگهان صبح سپيد تشنگان را چو حيات است به آب آب چون زندگي است ، اندر آب است حيات مانده در حيرت سخت، مركب عقل سوار، اندر آن روز جفا، تشنه كو؟ تشنه كدام؟ اندر آن روز جفا، آب در نزد كه بود؟؟ كام محتاج به آب، در كدامين سو بود؟ نزد اصحاب حسين؟ يا كه در لشكريان؟؟ آب در نزد تو بود... كه حيات از تو گرفت، شرف و عزت و عشق گشت آن شام سياه، ناگهان صبح سپيد. گرچه بر نيزه كين... چه كسي ديده در اين دير كهن، تشنگي را در رود؟ من در آن روز جفا... آب در شط فرات، ديده ام تشنه به رود... تشنه‏‎ي كام حسين... و تو اي خون خدا، با من اين راز بگو : كه در آن روز جفا ... تشن

عادل

... چه زيبا سروده و وصف نموده سراينده این شاه بیت را ... ( چه كسي ديده در اين دير كهن، تشنگي را در رود؟) ...

درخشان

سلام محرم مال منو تو نيست مال همه است يه سر بزنی خوشحال ميشم

همسفر

محرم؛ نميدونی وقتی اين اسم روی تقويم روی ميزت بالای صفحه حک ميشه چه حسی تو هواست/ هرجا که باشی محرم بوی خون بوی غريبی حسين/ بوی غربت رو برات ياد آوری ميکنه.

حاج خانم کوچولو

سلام ....ای باد به فرمانت و ای آب به نامت ...شرمنده ی لبهای توام تا به قيامت... دير اومدم ولی يه سری هم به ما بزنيد ...