جزیره ...

... اینجا رو بهش میگن جزیره ...وسط یه عالمه آب ... یه تیکه زمین خاکی که قسمتش این بوده که کمی کوچیک تر از جاهای دیگه باشه ... درست مثل اونجا و همه جا ... فرقش برا دل ما تو این نصف شبی اینه که انگاری رفتیم یه دنیای دیگه ...

 

/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس و مادر بزرگ

خوشبحال شما که اطرافتون کران تا کران عظمت خداست التماس دعای مخصوص

سایه

امان از این برا دلم که آدم و صاف میبره به همون یه ذره جا .....[گل]

حاج داود

آیا تا بحال شده که به جزیره دلت سر بزنی ؟ اصلا یه چیز دیگه فکر کن اگه دلت جزیره بشه چی میشه ؟! دل خشک و دورو برش آب / اونم چه آبی آب مضاف ....

delrish

salam gofti jazireh o ma m ro bordi ta majnoon!amma in jazireh koja o an koja!?in adam o kish mikoneh man hanooz mate majnoonam!delt shad o labet khandan Adel jan

مهدی

کاش میشد پدرم یک کاندیدا بود زیر این سقف کبود .... ناله سر میدادم او خود شخصیت است راه میرفتم و پز میدادم که او امروز رییس جمهور است آه ای کاش .. کاش میشد پدرم همانی میشد که دلم میخواهد آنزمان بود که میشد شاید دایی من یک وزیر یا شوهر خاله ی من یک رییس ساده ادامه .... .... ............. منتظریم

حاج محسن

دعا کن به ما عادل با خرد که دل را کسی جز بدو نسپرد ................................ خودمونیم ها با گرایش به سمت میرحسین دلم رو شاد کردی! خدا حفظت کنه! انشاالله!

ماری

سلام حاجی هنوزم توی جزیره اید؟

حاج محسن

بزرگوار سلام! درخواست می کنم! خواهش مندم! برای آشنایی با مواضع میرحسین موسوی پست جدید مرا مطالعه کنید! دست علی به همراهتان!