قطار روزگار ...

قطارروزگار...

... روزها و ساعت های زیادی رو زیر نور آفتاب سوزان کنار تپه ی خاکی نزدیک خونه ی گرم بهم چسبیده شهر بزرگ مون به انتظار رسیدن و شکار صحنه ی له شدن میخ فولادی کوچیکی می نشستم تا که بعد از برخورد با چرخ های آهنین و سرد واگن های قطار به شمشیر ریز برنده ای تبدیل می شد ... و شب ها در میهمانی ستاره های پر نور آسمون سیاه خدا ،  صدای  صوت بلند و ممتد قطارها همراه و همسفر خواب های خوش و یادآور گذر زمان و عمر از دست رفته ام بود ...

... و این روزها ریل ها همه زنگ زده ... و همه ی واگن های  قطار روزگار پر از خالی اند چقدر ...  

........................................................

سلام.
امیدوارم حالتون خوب باشه
حال و روز هیچ کس مثل من نیست
برام دعا کنید ،دعا کنید بهترین روزهای دانشگاهم رو باز هم با بهترین دوستانم پشت سر بذارم...مخصوصا با نرگس جونم
نویسنده: ام خلیل
پاسخ:

... سلام به توایی که مثل دخترمی ... خدا کنه که حال و روزتون قشنگ قشنگ باشه ... درست مثل ماه شب چهاردهم ...زنده باشین تا که دعای " ایکاش که تو بیایی " سوخته دلان به اجابت برسه ... از ما که گذشت ولی شما امیدوار باشین ... راستی ما که خشاب دعامون پر از خالیه خالیه ... شما زحمتش رو بکشین خیلی محتاجیم ...
نویسنده: حاج عادل - ٢٧/۶/۱۳۸۸ - ۱٢:٢۵ ‎ق.ظ
/ 13 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
delrish

sheri az yek janbaz ديگر نمي‌گويم؛ پيشتر نرو! اينجا باتلاق است! حالا مي‌گردم به كشف باتلاقي تواناتر در اينهمه خردي كه حتي باتلاق‌هايش وظيفه‌شناس و عالي نيستند. همه‌ چيز در معطلي است ميوه‌اي كه گل پولي كه كتاب مقدس و مسجدي كه بنگاه املاك. ما را چه شده است؟ اين يك معماي پيچيده است همه در آرزوي كسب چيزي هستند كه من با آن جنگيده‌ام و جالب آنكه بايد خدمتكارشان باشم در حاليكه دست و پا ندارم گاهي چشم، زبان و به گمان آنها حتي شعور! من بي‌دست، بي‌پا، زبان، گاهي چشم و به گمان آنها حتي شعور در دورافتاده‌ترين اتاق بداخلاق‌ترين بيمارستان وظيفه حفاظت از مرزهايي را دارم كه تمام روزنامه‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني حتي رفقاي ديروزم - قربتاً الي‌الله - با تلاش تحسين‌برانگيز سرگرم تجاوز به آنند. جالب آنكه در مراسم آغاز هر تجاوزي با نخاع قطع شده‌‌ام بايد در صف اول باشم و هميشه بايد باشم چون تريبون، گلدان و صندلي باشم تا رسيدن نمايندگان بانك‌ها سپس وظيفه دارم فوراً به اتاقم برگردم. من وظيفه دارم قهرمان هميشگي فدراسيون‌هاي درجه چهار باشم بي‌دست و پا بدوم، شنا كنم

ج

وقتی خری سواری مفتی نمی دهد یعنی که با حقوق الاغیش آشناست ما را به اعتبار محاسن فریفتند این قوم سال هاست که با ریش آشناست

ماری

سلام. احتمالا تا بعد از عید به نت دسترسی نداشته باشم. بنابر این: پیشاپیش عید سعید فطر را تبریک می گویم و از خداوند منان قبولی طاعات و عبادات همه مان را مسئلت دارم. یادتان باشد هنگام عیدی گرفتن از صاحب و میزبان این ماه عزیز، برای دوستان و ملتمسین دعا هم عیدی بخواهید.

ماری

راستی.... دعا می کنم این خشابتون هیچ وقت خالی نمونه

ام خلیل

سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه حال و روز هیچ کس مثل من نیست برام دعا کنید ،دعا کنید بهترین روزهای دانشگاهم رو باز هم با بهترین دوستانم پشت سر بذارم...مخصوصا با نرگس جونم

ام خلیل

سلام امید وارم حالتون خوب باشه. دعا کنید با نرگس بمونم

س.م.ع

با سلام و احترام....وتشکر از مطالب سودمندتون عید فطر روز تحول ریشه ای و عمیق انسان روز تکمیل باور انسان به مبداء هستی روز بهسازی و پاکسازی روحی که یه ماه تلاش کرده از دست نفس بهیمی خودش رو نجات بده تبریک به همه اونایی که با همه وجود درپگاه روز عید دورکعت حضور بجای می آورند.

پدر

ممنون از لطف همیشگی‌تون...[گل]

آزاده از کلبه ی ویوارا

سلام حاج عادل نازنین دنیای مجازستان من هرچند که عاشق و دیوانه ام قطار و راه آهن را ..هیچ نمی دانم چرا دلگیر شده ام از قطار این روزهایم!! برای شما که برایم عزیزید بسیار, روزهایی را می خواهم از خداوندگار که همه اش سبز باشد و پر از خدا [گل]

ماری

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی... اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند. سلام حاجی خشاب رو پر کردید انشا’الله