پیر شدم ...

مادر مرد از بس که پیر شد...
و من پیر شدم از بس که مادرم مرد ...

/ 9 نظر / 11 بازدید
مبارز بلاگ

دفاع همچنان باقیست... در جبهه ای جدید به مبارزه برخواسته ایم و در این راه نیازمند پشتیبانی هستیم. منتظر بازید و نظرات شما هستیم. www.mobarezblog.mihanblog.com این ارسال به صورت خودکار انجام شده ولی پاسخ ها دنبال می شود.

عفیفه

چه نکته ی جالبی ... بهش فکر نکرده بودم

ته تغاری

و ما پیرمان در میآید که اگر پیری تو را ببینیم !

مهشید ( از بچه های نسیم چت )

سلاااااااااااااام من تازه اومدم [لبخند] زیاد شمارو نمیشناسم ولی د رکل خوشحالم که به این وبلاک ژر از مهر و محبت اومدمممممممم[فرشته]

بيات

مادر درد دارد . مادر مرد از بس كه جان ندارد. بميرم براي هر كسي كه مادر ندارد.

بيات

حاج آقا تابلو شدم تو اداره از بس كه گريه كردم. سوزوندن دل هم حدي داره آقا. (مطلب مادر)

سایه

موافقم.....