کوه نور (۲) ...

كوه نور(2)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سلام

... در راه بازگشت به پايين كوه هستم ... راست گفتن كه پايين اومدن سخت تره از بالا رفتنه ... فرقي هم نمي كنه كه از كجا بخواهي بيااي پايين ... و يا اينكه بخوان بيارنت پايين ... مهم دل كندنه كه خيلي سخته ... هم برا اوني كه خودش مياد پايين و هم برا اوني كه ميارنش پايين ... درست مثل همون بچه ي طفل پاك دلي كه هر چي از خوبي هاي اين دنيا براش ميگن ولي اون بيمناك از اومدن به اين دنياست ... و وقتي هم كه اومد ديگه دل كندن براش سخت ميشه ...

... از كنارش رد شدم و انگار نه انگار كه  سالياني رو باهاش بودم ... نه اينكه خودم خواسته باشم كه نشناسمش بلكه ميشه گفت كه اينم از علايم پيري زود رسه ... راستش ديدن دوستان اون سالهاي دور دوست داشتني كه بايگاني خاك گرفته خاطراتم رو از خواب چندين ساله زمستوني بيدار مي كنن برا دلم بسي لحظه شيرن و بياد ماندني است ... صداي نفس نفس زدنش همراه با كلام سلامش وموهاي سفيد صورتش منو به خودم اورد ... و اون لحظه اي بود كه ... 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید

سلام . در آخر مسير همه ناراحت خواهند بود .

سلام . درست شناختم نه! اما تيکه نداشتيم . و اما : ارزش وصل نداند مگر آزرده ی هجر ... مانده آسوده بخسبد چو به منزل برسد . موفق باشید به اميد ديدار.

آشنا

چترها را بايد بست ... زير باران بايد رفت .

دوست

سلام آقا عادل فکر ميکنم يه اشتباه لپی شده باشه چون هميشه صعود سخت تر از سقوط و پائين آمدن است .