خاطره ...

اونهایی که پر از خاطره اند ... و اینهایی که پر از کم خاطره گی اند ... چقدر این روزها ظاهرشون به هم شبیه اند ...

/ 5 نظر / 13 بازدید
ماری

وزی میایی چند صباحی زندگی می کنی فاصله ی بین دو ایستگاه تولد و مرگ را و زمانی که به مقصد رسیدی باید پیاده شوی شنیدی؟؟؟ باید! تولد و مرگ که ایستگاهی اجباری ست مهم چگونه طی کردن و چگونه زیستن در بین این دو ایستگاه است

ماری

لحظه ی دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام مستم باز میلرزد دلم دستم باز...... انشاالله اگر توفیق رفیق راه شد و عمری باقی بود شب میلاد علی ابن موسی الرضا در حرم مولا دعاگو و نایب الزیاره تان خواهم بود

جهاد

(((اونهایی که پر از خاطره اند ... و اینهایی که پر از کم خاطره گی اند ... چقدر این روزها ظاهرشون به هم شبیه اند ...؟))) چییییییییییییییییی میگیییییییییی حاجیییی

ماری

خاطره ها گاه جانسوزند حاجی... گاه نفس گیر