صدرای گلم ...

صدرای گلم

می دونستی تو هنوزم "مغز بادوم" من هستی ... و می دونی که من هم یه زمونی "مغز بادوم" حاجی بابام بودم ... از اینکه تو هنوزم مثل مغز بادوم شیرین هستی خوشحالم  و از اینکه من دیگه نیستم دلتنگ ... امروز چهار سالگی رو تموم کردی و اومدی تو حیات پنج سالگی درست مثل من که اومدم تو حیات پنجاه سالگی ... من از بابا بزرگ خدا بیامرزم چیزی جز دوست داشتن های فراوونش به یاد ندارم ... شنیدم و دیدم که عاقل مردی دانا و حکیم بوده که کم سخن می گفته ... شایدم اگر من نوه ی  ته تغاری اون نبودم می تونستم بیشتر زمانی در کنارش باشم و یقینا اون هم تجربیات گرانقدرش رو ازم دریغ نمی کرد ... ولی تو خوشحال باش چون مثل من ته تغاری نیستی و من امید دارم که بیشتر زمانی رو به امید حق درکنارت باشم ... چقدر خوبه که می تونم بهت بگم که خیلی دوست دارم .

/ 5 نظر / 13 بازدید
هما

صدرا چه اسم دو ست داشتنی یادم میاد این اسم رو دوست دارم زیاد ....

حاج محسن

حاجي سلام عبادت و اطاعت هات قبول باشه افشاگري كردي و سن اين شجره كهنسال را برملا ساختي انشاﺀ الله خدا عمر پربركت و طولاني بهت بده تا نوه هات برات نتيجه و نبير هم بيارند به كوري چشم حسود

سنجاقک

الان دلم خواست منم یه پدربزرگ یا مادربزرگی داشتم و میرفتم صفحه های وبلاگشو ورق میزدم تا شاید چشمم به مطلبی که در مورد من نوشته بود میخورد :) خدا ببخشه کوچولوتون رو..

م

امید که سایتون بالا سر صدرا کوچولو مستدام باشه