لا بذکرالله ...

الا بذکرالله ...

... بعضی وقت ها حال و هوای روزگار اونقده سخت می شه که آدمی همه ی دور و اطرافش رو سیاه و سفید می بینه ... اون قدیم ها وقتی اینجوری می شدم ذکر" الا بذکرالله "رو زیر لبم زمزمه می کردم ... نسخه ی خوبی بود ... هنوزم خوبه ... فکر کنم مشکل از لب منه که جواب نمی ده ...

...............................................

شاعر نامدار چه قشنگ سروده که :

تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من ...

 

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جهاد

نه حاجي از لب منه كه جواب نميده !!!!!!

مهدی ن

خبرت خراب تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی [تلفن]

محمدرضا

سلام حاج آقا.جواب می ده.ولی...... ولی باید با دل گفت الابذکرالله. اونم از ته ته[گل]

سلمان

لاحول و لا قوه الا بالله

حاج محسن

حاجی عادل من و تو هم سخنیم لیکن این نسل جدید پرشور بی خبر از دهه شور و شعور چه کنیم؟! با چه لفظی و کلامی سخن از صورت پنهان حقیقت گوییم؟!

اینجاآفریقاست

سلام ممنون از حضورت واقعا تنها یاد خداست که آرام می کند دلها را ... ما هم می توانیم یک رنگ باشم مگه نه ؟ اما ...

ماری

سلام حاجی. خوبید؟ غیبت ما رو ببخشید. موجه بود ! دکر خوبی رو برای آرامش انتخاب کردین. کنارش از " لا حول و لا قوه الا بالله " هم بهره بگیرید التماس دعا

ماری

راستی مطلب قبلی تون هم به دل نشست

مهران

“بهش گفتم : فاصله آدما تا خدا چقدره ؟ “اونم ” گفت : بستگی داره به اینکه تو چقدر بخوای فاصله داشته باشی !