قربانی ...

قرباني<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام

 

... چاقوي تيزي رو بر روي پوست لطيف و نازك بر زير گلوي عزيزترين و نزديك ترين موجود در اين دنيا ت بزاري و بخواهي كه در جهت بريدن به حركت درآوري ... و آن هم به فرمان عزيز عزيزترين ها ... نفس ها حبس در سينه ...زمين و زمان ناتوان از حركت ... همه در انتظار ... كه اي لطيف ... كه اي مهربانا ... كه اي خدايا ... وين چه رسم عشق بازيست ... ابراهيم در آتش ... و باز هم ابراهيم در آتش ... آن آتش سوزان جسم ... وين آتش سوزان جان ...

 

فصل قربانيست كه در راه است ...

/ 5 نظر / 5 بازدید
غریبـــــه

موندن و سوختن و ساختن همه يادگار عشقه انتقام از تو گرفتن كار من نــــــــيست كار عشقه. /// سلام عزیزم . دوست داشتی يه سر به من بزن .

سايه

.........سالهاست که قربانی کردن دلها رايج است .

jeyran

کار خوبی کرديد که لينکهايی که نبايد را برداشتيد !

تهراني اصل

حزب پان ايرانيست از بين تمام آرياييهاي اصيل عضو فعال ميپذيرد. جهت پركردن فرم به سايت زير مراجعه فرماييد.

فاطمه

اگه اشتباه نکنم راهيه ديار خونه خدايي...اميدوارم نهايت استفاده رو از کنارش بودن ببري...دعا کن قسمت ما هم بشه...آرام باشی و عاشق....