ژاندارک

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام

... بعضي وقت ها ميشه كه سياه مشق هاي برادلم رو از اول شروع به خوندن مي كنم ... با خنده هاش مي خندم و با گريه هاش ميگريم ... راستش بعضي جاهاش هم برام تازگي داره ... يعني انگاري كه برا اولين باره كه مي خونمش ... ديشب قسمت آخر فيلم ژاندارك اثر كم نظير رو مي ديدم ... وقتي سكانس هاي آخر فيلم كه ژاندارك برا پايداري در عقيده در آتش خشم رهبران كليسا در حال سوختن بود رو ديدم حال عجيبي بهم دست داد ... كه تا ساعت ها تصويرش رو نمي تونستم از ذهنم خارج كنم ... يه جايي ميخوندم كه تموم عوامل پشت صحنه . بازيگران . و گارگردان فيلم در اون صحنه سوختن همگي ميگريستند و ...

... راستي مگه ميشه آدم منتظر باشه ولي معطل نشه !!؟... و يا در مورد يه چيزي تامل كنه اما توقع نداشته باشه !!؟ آخه مگه ميشه آدم بخواد قاطع باشه و ديگران اونو آدم لجبازي نخونند !!؟ ... راستي صريح بودن بهتر از سريع بودن نيست !!؟ ولي مگه ميشه صريح بود و متهم به گستاخي نشد !!؟ ...

... يه دوستي مي گفت بگو آره ولي مواظب باش نگي حتما !!؟ ... يه دوست ديگم هم مي گفت بگو نه ولي مواظب باش نگي ابدا !!؟

خوش باشين

 

/ 10 نظر / 5 بازدید
بهمن

عادل جان :درست است موافقم.بکار بردن کلماتی اينگونه که قطعیت دارند باید با احتیاط همراه باشد.

میلاد

سلام دوست عزیز ...نوشته هاتون خیلی قشنگن امیدوارم همیشه موفق باشی من با اجازه لینکت کردم....خوشحال میشم بهم سر بزنی.....مهربانم خنده ات از ته دل گریه ات از سر شوق

MANI

متنت خيلی قشنگ بود

سايه

به آنچه که ايمان داری بگو ...کاری نداشته باش ديگران چه می گويند ..... مهم اين است که لبخند خدا را حس کنی ....

میلاد

سلام عادل عزیز...مرسی که سر زدی...من اپم ..خوشحال میشم اگه وقت داشتی بهم سر بزنی.. در پناه خالق عشق...

MANI

چه دير آپ ميکنی؟

sara

جالبه من هم درست همين حس بهم دست داد... خيلي تحت تاثير قرار گرفتم... دوست عزيزم موفق باشي... بلاگ زيبايي داري.. به من هم سر بزن خوشحال ميشم...

بیات

سلام - میگم متنتون خوب بود ولی یه هویی یه شعری همینطوری به ذهنم رسید - آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش- اصلاَ ربطی نداشتا-