گوزنها ...

سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

... يه هو ديدم يه صدايي از بغل ماشين در اومد ... رومو كه برگردوندم يه جوون قد بلند خميده از كمر رو ديدم ... خودشو به يه زوري به آينه ماشين زده بود ... آخ و اوفش هم بلند بود ... يه كيسه فريزر پر از قرص و آمپول رو از روي زمين كه آب و گل توش پر شده بود برداشت و با ناله اي كه از ته چاه بيرون مي اومد صدا زد كه ، حالا ميگي چكار كنم ... دفترچه بيمه ندارم ...نسخه آزاد گرفتم ... برا بچه ي مريضمه ... چشماي درشت خمارش به زور باز ميشد ... سرش هم پايين بود ...

... نمي دونم چرا يه هو ياد فيلم گوزنها افتادم ... با اون بازي قشنگ بهروز ... و كارگرداني بي نظير مسعود كيميايي ... وقتي پشت صنحه تاتر بهروز از رفيقش خواست كه بزاره يه خورده جلوي اون كتش بزنه تا ...

... پول رو كه بهش دادم خيلي سريع غيبش زد ... ولي يه لحظه ديدمش ... راستش فقط اينو مي دونم اونطرفي كه داروخانه بود نرفت ...

بازم بگم خوش باشين ...

 

/ 6 نظر / 5 بازدید
سایه

شايد برای احتياج........ای کاش فقط محتاج سلامتی جسم بوديم.......ای کاش فقط محتاج محبت بوديم........حيف ...حيف که محتاج دروغيم... ريا!... فرار!

jahad

سلام باز هم يك 25 تومني به يك نفر دادي . جار ميزني دست بردارضمنا اگه سوار پيكان بودي اصلا طرفت نميامد

محمد طه

سلام!من يلد ابوذر افتادم روبروی کاخ سبز معاويه که گفت:((اگر اين کاخ از پول خودتان است که اسراف است و اگر از پول بيت المال است که خيانت است))..راستی چرا ديگر ابوذری نمانده؟

RainGold

عادل جان عزيز ما با احساساتمان خيلي وقتها تعداد گوزنها يا زالوها يا گنه ها يا هر مفت خوري را زياد مي كنيم.... فكر نمي كني پول شما گوزن بوده ؟ ممنون از ذوق قشنگتون

بهار

عادل جان مهم نيت توست . همين که تو از صميم قلبت اين کمک رو کردی کلی ارزش داره ديگه گناه دروغش پای خود طرف. راستی خيلی بی معرفت شدی چرا ديگه به من سر نمی زنی؟

یاشاسین آذربایجان

گلديم ...گالديم ..سنی گوزل گورديم ... باخديم ..باخديم ....سنی باحال گوردوم ... گدديم ...سن گل .......بهار گوزل گلدی .....