شمارش معکوس ...

شمارش معکوس<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سلام

... یه دوست وبلاگیم که فکر می کنم اون هم برادلش مینویسه یه جمله کوتاه و گويا تو وبلاگش نوشته بود که از اون نوشته ها بود ... از همون نوشته ها که آدم وقتی می خونه تو جان و قلبش چنان هک میشه که بعیده به این زودی ها از یاد بره ... و اون جمله این بود که :

 

خدایا دوست داری بارانی از زمین برایت ببارم ...

 

... ولی من امروزدلم میخواد که بگم:

 

خدایا دوست دارم بارانی از زمین برایت ببارم ...

 

... شمارش معکوس شروع شده ... صداش برا من مثل صدای دلی است که به تپش افتاده باشه ... هفت شبانه روز تا میهمانی دلدار ...

 

خوش باشین

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
فاطمه

اين مهمانی دلدار کجاست؟؟؟کيه؟؟؟؟ما هم دعوتيم؟؟؟ آرام باشی و عاشق...

طلبه اي از نسل سوم

سلام عادل عزيز من فكر مي كنم كه زندگي وقتي شروع ميشه كه آدم به معشوقش برسه و لحظه وصال هم هميشه بهترين لحظه است وقتي معشوق من و تو خدا بشه لحظه وصال كي ميشه؟ عشق من به مرگ بيش از علاقه طفل به سينه مادر است علی (ع) يا علی

حاج خانم کوچولو

شمارش معکوس شما تو دل ما هم اضطراب میندازه. میتونم حدس بزنم شما که قبل از رفتن اینجور می نویسید بعد از اومدنتون نوشته هاتون چه رنگیه! رنگ عاشقی،یه رنگ آسمونی!

yek gharibeh

نیازی به این همه انتظار نیست.شما داری انتظار چیزی رو می کشی که همین الان نزدیکته.بیاییم این نور رو در خودمون پیدا کنیم و به واسطه ها خیلی بها ندیم...